تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
اين امراض را بايد از دل بيرون كنند ؛ خيلى مشكل است . در حال احتضار ، سؤال منكر و نكير ، عذاب قبر ، عالم برزخ و عالم حشر و سؤال و حساب و كتاب و عَرض مگر اين امراض را مىتوان معالجه نمود ؟ آنكه در مدّت يك عمر همه‌اش با اباطيل سر و كار داشت ، و از عالم تجرّد و مقام حقيقت نفس دور بود ، و در عالم ظلمات زندگى ميكرد و با ريشهء دنيا عشقبازى ميكرد ، و قلب خود و روح خود و خاطرات خود را در اين امر تمرين داده و با آمال نفسانى و ظلم و جنايت و إعراض از خدا ورزش نموده ، و خلاصه ملكات او ملكات حيوان و سَبُع درنده گرديده است ؛ كجا مىتوانند اين ملكات را از دست او بيرون آرند ؟ به كسى كه در دنيا رباخوار بوده اگر بگوئيد : توبه كن و از اين گناه دست بردار ! و منافع حاصله براى تو سود حلال نيست ؛ اگر صاحبانش معلوم باشد ، بايد بين آنها تقسيم كنى ! و اگر معلوم نباشد مجهول المالك است و بايد به فقرا بدهى ! او كجا اين سخن را مىپذيرد ؟ و كدام وقت حاضر براى توبه و ردّ اموال رَبَوى ميگردد ؟ يك عمر در لحظات و ساعات ، روى عشق به مال كثيف و جمع‌آورى درهم و دينار ، و ظلم به مردم ستمديده ، و بيرون كشيدن لقمه از حلقوم صغير و يتيم و بينوا تمرين كرده ، و در حراج مال مستمند و مسكين و به خاك كشاندن آنها دريغ نكرده است . و چنان اين اعمال شيطانى و بَهيمه‌اى در روح او منعكس شده و اثر گذارده