كه در تعيّن نشآت به نام عالم برزخ و قيامت است ، تا پس از عبور انسان از عقباتِ مرگ به او برسد .
اعمالى كه انسان انجام دهد فوراً صورت طبعى و برزخى و قيامتى به خود ميگيرد . صورت طبعى براى همه كس مشهود است ، و صورت برزخى و قيامتى آن در زير پرده و حجاب برزخ و قيامت است ، كه چون هر يك از آن پردهها و حجابها كنار برود مُدرَك و مشهود مىشود .
افرادى كه گرفتار عالم هوى و هوسند و از آثار و لوازم عالم طبع عبور نكردهاند و مسجون در سجن آرزوها و شهوات هستند ، آن را ادراك نمىكنند . آتش هست ولى ادراك سوخته شدن نمىنمايند ، در عين آنكه در ميان شعلههاى آن ميسوزند .
عيناً مانند شخصى هستند كه در زير چاقوى جرّاحىِ جرّاح قرار گرفته ، دل و كليهاش را پاره مىكند و از بدن او خون جارى مىشود امّا چون حسّ ندارد و بيهوش است ادراك نمىكند ؛ وقتى كه به حال آمد مىفهمد چه كار بر سرش آمده است .
آن وقت احساس درد را مىكند ، و شروع به گريه و فغان مىنمايد .
درد در حال به هوش آمدن پديد نيامده است ، بلكه در حال جرّاحى پيدا شده است ؛ و اينك احساس درد مىكند .
بزرگان گفتهاند كه مردم شهوتپرست دنيا چون مست آرزوها و تخيّلات هستند ادراك جهنّم نمىكنند . هر كس در هر غريزهاى مست
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 300
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٠٠