هيچ تميزى بين زمين و كوه نباشد و همه با هم يكسان شوند ؛ در آن روز واقعهء قيامت پديد خواهد آمد . »
اولياء خدا كه همان مقرّبين و سابقين و مُخلَصين هستند ، از تمامى اين منازل و مراحل فارغند ، چون همهء اينها را طىّ كردهاند . صيحهء دنيوى و تكوير شمس و خسوف قمر و اندكاك آنها درهم و انكدار نجوم و تسيير جبال و تعطيل عِشار و تسجير بحار و نشر صُحف و تسعير نار و إزلاف جنّت و علم بما قدَّم و ما أخَّر و . . . همه را طىّ نموده و عبور كردهاند .
در كيفيّت عبور اولياى خدا از مراحل و عقبات پس از مرگ
حال بايد ديد كه چگونه عبور كردهاند ؛ با وجود آنكه اين منازل و مراحل بعد از اين عالم و در دنبال آن پيدا مىشود ، و همه در ترقّب و انتظار آن هستند ؟ و چگونه براى خصوص اين افراد طىّ اين مراتب دست داده ، به خلاف ديگران .
براى روشن شدن اين مطلب بايد مقدّمهاى ذكر كنيم :
ما افراد بشر ، بدنى داريم كه همين جسم مادّى و طبيعى است ، و در دنيائى زيست مىكند كه از جهت آثار و خواصّ مادّى و طبيعى همانند خود اوست .
و ذهنى داريم كه محلّ خواطر و افكار ماست ؛ و بدن ما و جسم ما با تصوّرات ذهنيّه كار مىكند و هر چه را كه بخواهد بجا مىآورد . مثلًا اگر كارى بخواهيم انجام دهيم ، اوّلًا ذهن ما صورت تصوّريّه آن عمل را در خود ترسيم مىكند ، و پس از آن منافع و مضارّ آن را مىسنجد ، و پس از تشخيص مصلحت فعل ، ميل به بجا آوردن