دارد و وجه دارد ، به خدا شرك آورده است . و كسى كه بپندارد از براى خدا اعضاء و جوارحى است مانند اعضاء و جوارح مخلوقات ، به خدا كفر ورزيده است ؛ شهادت او را قبول نكنيد و ذبيحهء او را نخوريد !
بلند مرتبه و عالى درجه است خداوند از آن صفات مخلوقات كه مُشبِّهون به او نسبت ميدهند و به صفات مخلوقات تشبيه مىكنند ؛ وجه خدا أنبياى او و أولياى او هستند . »
افرادى كه متحقّق به وجه اللهى شوند هميشه با خدا بوده و هيچ موجودى حاجب و مانع آنها از حضور نيست .
تَجَلَّى لىَ الْمَحْبوبُ فى كُلِّ وِجْهَةٍ * فَشاهَدْتُهُ فى كُلِّ مَعْنًى وَ صَوْرَةِ « 1 »
« حضرت محبوب در هر صورت و سيمائى براى من تجلّى نمود ، پس من او را در هر معنى و صورتى مشاهده نمودم . »
به هر چه مينگرم صورت تو مىبينم * از آنكه در نظرم جملگى تو مىآئى
جَلَتْ فى تَجَلِّيهَا الْوُجودُ لِناظِرى * فَفى كُلِّ مَرْئِىٍّ أراها بِرُؤْيَةِ « 2 »
« ذات مقدّس خداوندى در عالم وجود بر چشم من تجلّى كرد
هامش
( 1 ) « ؛ طبقات الأخيار » شعرانى ، ص 182 ، از ج 1 ؛ و اين شعر از شيخ إبراهيم دَسوقى است .
( 2 ) « ديوان ابن فارض » از تائيّهء كبرى ، ص 66