صعود انسان به مقام نفس و طلوع قيامت انفسيّه از ضروريّات است ، و اين صعود بدون طىّ درجات و مراتب ما دون صورت نمىگيرد ، و گرنه طفره لازم مىآيد و طفره محال است .
اگر انسان راه خدا را به اختيار و مجاهده طىّ نكند ، او را اضطراراً عبور ميدهند
پس اگر مانند مقرّبين و مُخلَصين و السّابقين ، اين راهها به همّت والاى انسانى و به پاى توفيق الهى و اصطبار و جهاد با نفس كه جهاد اكبر است طىّ شد فَبها الْمَطْلوبُ و الّا بدون اختيار پس از مرگ بلكه از قبل از مرگ اضطراراً و كُرهاً انسان را از اين عقبات عبور ميدهند . و اين انسان مستكبر و خود بين كه چشم خدا بينش رمدآلود شده ، خواهى نخواهى بايد در مقام عبوديّت حقّ تعالى شأنه به مقام اقرار و اعتراف درآيد .
آيات دالّه بر انقراض دنيا و رجوع انسان به خدا
إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً * لَقَدْ أَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا * وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً
« 1 »
« هيچيك از صاحبان نفوسى كه در آسمان و زمين هستند چارهاى ندارند مگر آنكه با حال عبوديّت به خداوند رحمن وارد شوند . خداوند تعداد يكايك آنها را ميداند و شمارش صحيح و دقيق نموده است ، و تمام آنها بايد در روز قيامت منفرداً بدون هيچ تعيّن و واسطه بر خدا وارد شوند . »
براى مردم دنيا صيحه زده مىشود :
وَ ما يَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً ما لَها مِنْ فَواقٍ
« 2 » « 3 »
هامش
( 1 ) آيات 93 تا 95 ، از سورهء 19 : مريم
( 2 ) زمانى كه شتر را ميدوشند ، پس از آن قدرى صبر ميكنند تا بچّهء شتر شير بخورد و سپس دوباره ميدوشند ؛ فاصلهء بين دو بار دوشيدن را فواق گويند .
( 3 ) آيه 15 ، از سورهء 38 ص