إنشاء حيات و إعمال قوّهء فاعليّه براى زنده نمودن بود .
و لذا چون إبراهيم اين عمل را انجام داد خطاب رسيد :
وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
؛ و بدان كه خداوند قيّوم موجودات است و مقام عزّت او اقتضاى فاعليّت دارد ، و داراى مقام حكمت است يعنى فتور و سستى و انفعال در او نيست و كارهاى او بر اساس استحكام استوار است .
ولى دربارهء حضرت إرميا ميفرمايد :
فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .
إرميا كه آن منظره را ديد گفت : ميدانم كه خداوند به هر كارى تواناست .
اگر شنيديد أمير المؤمنين عليه السّلام مرده زنده نموده است ، جاى تعجّب نيست ؛ أمير المؤمنين داراى اسم است و متحقّق به اسم است .
كار پاكان را قياس از خود مگير * گرچه باشد در نوشتن شير شير
شيرى كه روى كاغذ نوشته مىشود شيرى است كه دست بازى اطفال و كودكان است و آن را با دست خود پاره مىكنند ؛ و شيرى هم كه در بيشه خفته است شيرى است كه از نزديك آن اگر كسى بگذرد و صداى تنفّس آن را بشنود زهرهاش آب مىشود .
طفل شيرخوار كه قدرت پراندن مگس را از روى بينى خود ندارد ، كجا ميتواند ادراك كند كه پهلوانى هم در دنيا هست كه