ملك الموت و حملهء عرش .
خداوند ميفرمايد : بگو حملهء عرش نيز بميرند .
در اين حال ملك الموت با حالت اندوه و غصّه مىآيد ، و درحالىكه سر خود را پائين انداخته و چشمان خود را بر نمىگرداند در نزد خدا حضور مىيابد .
به او گفته مىشود : كه باقى مانده است ؟
ميگويد : اى پروردگار من ! غير از ملك الموت كسى باقى نمانده است !
به او گفته مىشود : بمير اى ملك الموت ! پس مىميرد .
در اين حال خداوند زمين را بدست قدرت خود ميگيرد ، و آسمانها را بدست قدرت خود ميگيرد ؛ و ميگويد :
أَيْنَ الَّذِينَ كَانُوا يَدْعُونَ مَعِى شَرِيكًا ؟ أَيْنَ الَّذِينَ كَانُوا يَجْعَلُونَ مَعِى إلَهًا ءَاخَرَ ؟ « 1 »
« كجا هستند آن كسانى كه با من در كارهاى من شريك مىپنداشتند ؟ كجا هستند آن كسانى كه با من خداى دگرى قرار ميدادند ؟ »
وصايا و مواعظ أمير المؤمنين عليه السلام براى بيدار باش مردم است
أمير المؤمنين عليه السّلام ميفرمايد :
وَ يُنْفَخُ فِى الصُّورِ فَتَزْهَقُ كُلُّ مُهْجَةٍ ، وَ تَبْكَمُ كُلُّ لَهْجَةٍ ، وَ تُدَكُّ الشُّمُّ الشَّوَامِخُ ، وَ الصُّمُّ الرَّوَاسِخُ ؛ فَيَصِيرُ صَلْدُهَا سَرَاباً رَقْرَقًا ، وَ
هامش
( 1 ) « كافى » طبع حروفى ، ج 3 ، كتاب جنائز ، ص 256 و 257 ؛ و طبع سنگى ج 1 ، ص 70 و 71