تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
نكات دقيق و عميق بيان شده كه در صفحهء روزگار و در امتداد تاريخ‌ها و گذشت زمان‌ها از اعاظم دهر ، نظير و يا مشابه آن را نمىتوان يافت . « 1 »

موعظهء أمير المؤمنين عليه السلام پس از ضربت خوردن

و در ضمن موعظهء خود پس از ضربت خوردن ميفرمايد : وَ أَنَا بِالْأَمْسِ صَاحِبُكُمْ ، وَ أَنَا الْيَوْمَ عِبْرَةٌ لَكُمْ ، وَ غَداً مُفَارِقُكُمْ ؛ غَفَرَ اللهُ لِى وَ لَكُمْ . « و من ديروز مصاحب و همنشين با شما بودم ، و امروز عبرت براى شما هستم ، و فردا از ميان شما مفارقت ميكنم ؛ خداوند مرا و شما را بيامرزد . » إنْ تَثْبُتِ الْوَطْأَةُ فِى هَذِهِ الْمَزَلَّةِ فَذَاكَ ، وَ إنْ تَدْحَضِ الْقَدَمُ فَإنَّمَا كُنَّا فِى أَفْيَآءِ أَغْصَانٍ وَ مَهَبِّ رِيَاحٍ ، وَ تَحْتَ ظِلِّ غَمَامٍ اضْمَحَلَّ فِى الْجَوِّ مُتَلَفِّقُهَا ، وَ عَفَا فِى الْأَرْضِ مَخَطُّهَا . « اگر در اين لغزشگاه ، قدم استوار بماند ( و از اين جراحت بهبود يابم ) پس امر همان است ، و اگر قدم بلغزد ( و از اين دنيا بروم ) پس جز اين نيست كه در سايه‌هاى شاخه‌هاى درختان سر سبز و محلّ وزش نسيم‌هاى جانفزا و در زير سايهء ابرهائى نشسته‌ايم كه در جوّ آسمان آن ابرهاى به هم چسبيده از بين رفته و اثرى از آن نمانده است ، و محلّ عبور و مخطّ آن بادها در روى زمين نمانده و مندرس شده است . » وَ إنَّمَا كُنْتُ جَاراً جَاوَرَكُمْ بَدَنِى أَيَّامًا ، وَ سَتُعْقَبُونَ مِنِّى جُثَّةً
هامش
( 1 ) « نهج البلاغة » رسالهء 31 ؛ و از طبع عبده مصر : ج 2 ، ص 37 تا ص 57