تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
زمين تبديل مىشود به زمين ديگرى ، يعنى زمينى كه بر روى آن گناه نشده است ، زمينى مسطّح و يكپارچه كه در آن نه كوهى است و نه گياهى ، همانطور كه خداوند در اوّلين مرحله زمين را آفريد و گستراند . و در اين حال عرش خدا بر آب عودت مىكند و عالم مشيّت و ارادهء خدا بر وجود منبسط و مجرّد كه از هر لون و شكلى منزّه است بر ميگردد ؛ و پروردگار در كاخ عظمت و قدرت مستقرّ خواهد شد . در اين هنگام خداوند جبّار جلّ جلاله با صداى بلندِ جَهوَرىّ بطورى كه تمام اقطار آسمانها و زمين‌ها بشنوند ندا مىكند :
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ
؟ « 1 » « امروز سلطنت و فرمانروائى حقّهء مطلقه براى كيست ؟ » هيچكس نيست كه در پاسخ خدا چيزى گويد . و خداوند جبّار جلّ جلاله در اين وقت خود ، به خود پاسخ ميدهد :
لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
. « 2 » « سلطنت و حكومت اختصاص به خداوند واحد قهّار دارد . » منم كه با قدرت قهريّه و با اسم القهّارِ خود بر جميع مخلوقات چيره شدم و همه را ميراندم . إنِّى أَنَا اللهُ ، لَا إلَهَ إلَّا أَنَا وَحْدِى ؛ لَا شَرِيكَ لِى وَ لَا وَزِيرَ لِى . أَنَا خَلَقْتُ خَلْقِى بِيَدِى ، وَ أَنَا أَمَتُّهُمْ بِمَشِيَّتِى ، وَ أَنَا أُحْيِيهِمْ بِقُدْرَتِى . « بدرستى كه حقّاً منم خدا ، هيچ معبودى در هيچيك از عوالم جز من نيست . من در كار خود و در اسم و صفت خود و در ذات خود
هامش
( 1 ) ذيل آيه 16 ، از سورهء 40 : غافر ( 2 ) همان