اوّليهء آنها مجرّد از مادّه است و يا بدن داشته و خلع نمودهاند ، مورد خطاب فناء و هلاك واقع ميشوند .
و لذا تعبير به موت نشده است بلكه به صعق كه اختصاص به ذوى الأبدان ندارد آمده است .
روايت وارده در « تفسير قمّى » در ذيل آيه صعق
در « تفسير علىّ بن إبراهيم » در ذيل آيه صعق با إسناد خود از پدرش از حسن بن محبوب از محمّد بن نُعمان أحْوَل از سلام بن مُستنير از ثُوَير بن أبى فاخِتَه از حضرت سجّاد علىّ بن الحسين عليهما السّلام روايت كرده است كه :
از آن حضرت سؤال شد : فاصلهء زمانى ما بين دو نفخهء صور ( نفخهء اماته و نفخهء احياء ) چقدر است ؟ حضرت فرمود : به قدرى كه خداوند اراده كند .
كيفيّت نفخ صور اسرافيل و مردن و زنده شدن
به آن حضرت گفته شد : اى فرزند رسول خدا ! به ما خبر ده چگونه در صور دميده مىشود ؟
فرمود : امّا در نفخ اوّل ، خداوند به إسرافيل امر مىكند كه به دنيا فرود آيد . و با إسرافيل صورى است ، و آن صور يك سر و دو طرف دارد ؛ و فاصلهء بين هر طرفى از سر آن صور تا طرف ديگر به اندازهء دورى آسمان و زمين است .
ملائكهء آسمان چون ببينند كه إسرافيل به دنيا فرود آمده است و با او صور است ميگويند : اينك خداوند در مرگ و هلاكت و فناى اهل آسمانها و اهل زمين اذن و اجازه داده است .
إسرافيل از آسمان به زمين فرود مىآيد ، و در حظيرة القدس