امّا غير بهشتيان دو مرگ دارند و دو حيات : اوّل مرگ از دنيا و عالم طبع و مادّه ، و خلع بدن و لبس صورت و ورود در عالم برزخ .
دوّم : مرگ از عالم برزخ و صورت ، و خلع صورت و لبس معناى مجرّد نفسىّ و ورود در عالم قيامت .
اوّل ، مرگ دنيوى است و زندگى برزخى ؛ و دوّم مرگ برزخى است و زندگى قيامتى .
جهنّمىها در ميان جهنّم بدين ندا فرياد مىآورند :
قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ
. « 1 »
« بار پروردگار ما ! دو مرتبه ما را ميرانيدى و دو مرتبه ما را زنده كردى ، و ما به گناهان خود اعتراف نموديم ، پس با وجود اين جريان اينك براى ما راه خروجى از اين آتش هست ؟ »
اين دو مرگ و دو حيات ، همان مرگهاى دنيوى و برزخى و حياتهاى برزخى و قيامتى است .
و ليكن چون در صور دميده شود و هلاك تمام زندگان به مرحلهء اجرا درآيد ، نه تنها افراد زندهء روى زمين كه داراى بدن و مادّه هستند مىميرند و دربارهء خصوص آنان تعبير به موت اشكال ندارد بلكه تمام موجودات زنده در عالم برزخ و فرشتگان مقرّب و ارواح طيّبه و سكّان ملا أعلى از نفوس صدّيقين و قِدّيسين و مقدّسين و مُخلِصين و نفوس شريفهء عباد الله الصّالحين ، كه يا اصلًا بدن ندارند و خلقت
هامش
( 1 ) آيه 11 ، از سورهء 40 : غافر