تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
براى آنكه موت ، خروج روح است از بدن ؛ و موجوداتى كه در عالم برزخ هستند بدن ندارند كه روح از آن بدن خارج گردد ، و لذا تعبير به موت نكرده است . امّا فناء و هلاكت اختصاص به خروج روح از بدن ندارد ، بلكه شامل اين مورد و موارد ديگر كه موجودات زنده‌اى هستند و بدن ندارند مىشود . و بر همين اساس خداوند دربارهء افراد بهشتى ميفرمايد :
لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى
. « 1 » « هيچگاه طعم مرگ را نمىچشند ، مگر همان مرگ دفعهء اوّل كه بر آنان وارد شده است . » اين مرگ همان مرگى است كه در دنيا بدانها رسيده است . با آنكه بهشتىها نيز از برزخ به قيامت رهسپار ميشوند ، و در اينجا خلع و لبس صورت ميگيرد بلكه فقط خلعى به وجود مىآيد ؛ و ليكن اين خلع تعبير به موت نشده است ، و گرنه بايد بهشتىها نيز دو موت داشته باشند . و علّت آنست كه نفس آنها در عالم برزخ گرفتار صورت نبوده و مقيّد و محبوس در آن نيست تا براى اخراج و رهائى آن نيازى به زحمت و نگرانى و فزع و ترس و تحمّل آلام و لوازم اين خلع شود ؛ نفس آنها خود به خود از صورت خارج شده و به قيامت ميروند ؛
يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ
. « 2 »
هامش
( 1 ) صدر آيه 56 ، از سورهء 44 : الدّخان ( 2 ) ذيل آيه 40 ، از سورهء 40 : غافر
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 139 | السيد محمد حسين الطهراني