جَرَادَةٍ تَقْضِمُهَا . « 1 » « و بدرستى كه دنياى شما در نزد من پستتر است از يك برگى كه در دهان ملخى مشغول جويدن آن است . »
و در يك جا ميفرمايد : وَ اللهِ لَدُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِى عَيْنِى مِنْ عَرَاق « 2 » خِنْزِيرٍ فِى يَدِ مَجْذُوم . « 3 » « و سوگند به خدا كه هر آينه دنياى شما اين دنيا ، در چشم من پستتر است از امعاء و احشاء خوكى كه در دست شخصى كه مبتلا به مرض خوره است ، بوده باشد . »
و آن امامى كه يك جا از رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم روايت مىكند كه : مَوْتَةٌ عَلَى الْفِرَاشِ أَشَدُّ مِنْ ضَرْبَةِ أَلْفِ سَيْفٍ . « 4 » « مردن بر روى رختخواب سختتر است از هزار بار ضربه از دم شمشير خوردن . »
و خودش در اين مكتب الهى چنان تربيت شده است كه سوگند ياد مىكند : وَ الَّذِى نَفْسُ ابْنِ أَبِى طَالِبٍ بِيَدِهِ لَأَلْفُ ضَرْبَةٍ بِالسَّيْفِ أَهْوَنُ عَلَىَّ مِنْ مِيتَةٌ عَلَى الْفِرَاشِ ! « 5 » « سوگند به آن كسى كه جان پسر أبو طالب در دست اوست هر آينه هزار بار با شمشير برّان ضربت خوردن در نزد من آسانتر است از مردن در رختخواب ! »
جا دارد كه عاشق مرگ و لقاى خدا باشد ، و جا دارد كه افراد بشر را
هامش
( 1 ) « نهج البلاغة » خطبهء 222 ، ج 1 ، ص 453
( 2 ) در بعضى از نسخ « نهج البلاغة » عُراق به ضمّ عين آوردهاند و معناى آن استخوانى است كه گوشت آن را خورده باشند .
( 3 ) « نهج البلاغة » حكمت 236 ، ج 2 ، ص 188
( 4 ) « الغارات » ج 1 ، ص 43
( 5 ) « نهج البلاغة » خطبهء 121 ، ج 1 ، ص 237