گنجانده بود : او از شكل و رديف من نبود ، بنابراين از او دورى جستم ؛ چون مردم به اشكال مختلفه بوده و هر دسته ، اليف و همنشينى مختصّ به خود دارد » .
وَ سُئِلَ أيْضًا : ما هُوَ الدَّليلُ عَلَى أنَّ عَليًّا إمامُ الْكُلِّ فى الْكُلِّ ؟
فَقالَ : احْتياجُ الْكُلِّ إلَيْهِ وَ غِناهُ عَنِ الْكُلِّ .
« و نيز از خليل سؤال شد : دليل آنكه علىّ بن أبى طالب امام بر همه است در همهء امور چيست ؟
در پاسخ گفت : نيازمندى همه به او و بى نيازى او از همه كس . »
و نيز از خليل دربارهء فضائل علىّ بن أبى طالب سؤال شد .
فَقالَ : ما أقولُ فى حَقِّ مَنْ أخْفَى الاحِبّاءُ فَضائِلَهُ مِنْ خَوْفِ الْأعْداءِ ، وَ سَعَى أعْدآؤُهُ فى إخْفآئِها مِنَ الْحَسَدِ وَ الْبَغْضاءِ ؛ وَ ظَهَرَ مِنْ فَضائِلِهِ مَعَ ذَلِكَ كُلِّهِ ما مَلَأ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ . « 1 »
« در پاسخ گفت : چه گويم در حقّ كسى كه دوستانش فضائل او را از ترس دشمنان مخفى داشتند ، و دشمنانش از روى حسد و عداوت در پنهان داشتن فضائل او كوشيدند ؛ و معذلك فضائل او مشرق و مغرب عالم را پر كرده است . »
و چه عالى صاحب بن عَبّاد در اين معنى سروده است :
هامش
( 1 ) « : روضات الجنّات » طبع سنگى ، ص 275 ؛ و طبع حروفى ، ج 3 ، ص 299 و 300 ؛ و مؤلّف آن گفته است : از جمله افرادى كه تصريح به تشيّع خليل نمودهاند قاضى نور الله شوشترى در « مجالس المؤمنين » است . و به وجوهى استدلال كرده از جمله مطالبى است كه ما در اينجا آورديم تا گفتارش كه ميگويد : احتياجُ الكُلّ إليه و غِناه عن الكُلّ .