اعتصام بوده است » ؟
فَقالَ : بَهَرَ وَ اللهِ نورُهُ أنْوارَهُمْ ، وَ غَلَبَهُمْ عَلَى صَفْوِ كُلِّ مَنْهَلٍ ؛ وَ النّاسُ عَلَى أشْكالِهِمْ أمْيَلُ .
« خليل در پاسخ گفت : سوگند به خدا كه نور علىّ بر تمامى انوار آنان غلبه يافت ، و براى بدست آوردن آب حيات و زندگى حقيقى در تمام آبشخوارها ، علىّ بر آنان استيلا نموده و آن آب حيات پاك و پاكيزه و خالص را حائز شد ؛ امّا مردم ميل به هم شكلان و همقطاران خود دارند . »
سپس گفت : آيا نشنيدهاى كه اوّل چنين گفت :
وَ كلُّ شَكْلٍ إلَى شَكْلِهِ ءَالِفٌ * أ ما تَرَى الْفيلَ يَأْلَفُ الْفيلَا
« و هر شكلى بسوى هم شكل خودش ميرود و الفت ميگيرد ؛ آيا نمىبينى كه فيل با فيل انس ميگيرد و الفت مىورزد ؟ »
و در همين مضمون رياسى براى ما از عبّاس بن أحنف انشاد كرده است :
وَ قآئِلٍ كَيْفَ تَهاجَرْتُما * فَقُلْتُ قَوْلًا فيهِ أصنافُ « 1 »
لَمْ يَكُ مِنْ شَكْلى فَهاجَرْتُهُ * وَ النّاسُ أشْكالٌ وَ ءَالافُ
« و چه بسا گويندهاى به من مىگفت : چگونه شما دو نفر از يكديگر دورى جستيد ؟ من جوابى به او دادم كه در آن انواع معانى
هامش
( 1 ) ظاهراً إنصاف باشد ، كما اينكه مرحوم محدّث قمّى در « الكنى و الالقاب » ج 1 ، ص 346 اين دو بيت را به ابن عقده نسبت داده و در آن انصاف آمده است .