مگر آنكه دابّة الارض را به من نشان دهى ؟
عمّار گفت : من او را به تو نشان دادم ، اگر فهم نموده و تعقّل ميكردى ! « 1 »
اين روايت را در « مجمع البيان » و تفسير « برهان » از علىّ بن إبراهيم آوردهاند . « 2 »
و در تفسير « برهان » با سند متّصل از أصبغ بن نُباته آورده است كه او ميگويد : روزى بر أمير المؤمنين عليه السّلام وارد شدم و آن حضرت مشغول خوردن نان با سركه و روغن زيتون بود ، و اين آيه را بر آن حضرت قرائت كردم و سؤال كردم : اين دابّه كدام است ؟
حضرت فرمود : دابّه ايست كه نان و سركه و روغن زيتون مىخورد . « 3 »
و نيز با سند متّصل خود از رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم روايت كرده است كه فرمود :
تَخْرُجُ دَآبَّةُ الارْضِ وَ مَعَهَا عَصَا مُوسَى وَ خَاتَمُ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ ؛ تَجْلُو وَجْهَ الْمُؤْمِنِ بِعَصَا مُوسَى ، وَ تَسِمُ وَجْهَ الْكَافِرِ بِخَاتَمِ سُلَيْمَانَ عَلَيْهِ السَّلَامُ . « 4 »
« دابّة الارض خروج مىكند و با اوست عصاى موسى و انگشترى سليمان بن داود ؛ با عصاى موسى چهرهء مؤمن را
هامش
( 1 ) « تفسير علىّ بن إبراهيم » طبع سنگى ، ص 479 و 480
( 2 ) « مجمع البيان » مجلّد 4 ، ص 234 ؛ و تفسير « برهان » ج 2 ، ص 781
( 3 ) تفسير « برهان » ج 2 ، ص 781 و ص 772
( 4 ) همان