وَ اسْمُ ذَلِكَ الإنْسَانِ عَلَى وَجْهِ ذَلِكَ الرَّأْسِ مَكْتُوبٌ .
وَ عَلَى كُلِّ وَجْهٍ سِتْرٌ مُلْقًى لَا يُكْشَفُ ذَلِكَ السِّتْرُ مِنْ ذَلِكَ الْوَجْهِ ، حَتَّى يُولَدَ هَذَا الْمَوْلُودُ وَ يَبْلُغَ حَدَّ الرِّجَالِ أَوْ حَدَّ النِّسَاءِ ؛ فَإذَا بَلَغَ كُشِفَ ذَلِكَ السِّتْرُ فَيَقَعُ فِى قَلْبِ هَذَا الإنْسَانِ نُورٌ ، فَيَفْهَمُ الْفَرِيضَةَ وَ السُّنَّةَ وَ الْجَيِّدَ وَ الرَّدِىَّ .
أَلَا وَ مَثَلُ الْعَقْلِ فِى الْقَلْبِ كَمَثَلِ السِّرَاجِ فِى وَسَطِ الْبَيْتِ . « 1 »
« از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم سؤال شد كه خداوند حقيقت عقل را از چه چيز آفريده است ؟
حضرت فرمود : حقيقت او را فرشتهاى آفريده كه آن فرشته به مقدار سرهاى انسانهاى مخلوق سر دارد ؛ تمام افراد انسانها چه آنهائى كه خلق شدهاند و چه آنهائى كه خلق خواهند شد تا روز قيامت .
و خداوند براى هر سر اين فرشته صورتى آفريد ، و از براى هر آدمى نيز يك سر از سرهاى عقل آفريد ، و اسم اين آدمى را بر صورت سر آن فرشته نوشت .
و به روى هر صورتى از صورتهاى سرهاى فرشته پردهاى افكنده شده ؛ و آن پرده هيچگاه برداشته نمىشود تا وقتى كه اين مولودى كه نامش بر آن صورت نوشته شده است متولّد گردد و اگر مرد است به حدّ بلوغ مردان ، و اگر زن است به حدّ بلوغ زنان برسد .
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » طبع كمپانى ، جلد اوّل ، باب حقيقة العقل و بَدو خَلقه ، ص 34