تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
ازل خلق شده است و براى انجام افعال خود به بدن تعلّق ميگيرد و در حقيقت ، بدن آلتى است براى كارهاى نفس . ولى صدر المتألّهين با اثبات حركت جوهريّه ، اثبات كرد كه : نفس در اصل پيدايش و تكوّن خود و در اصل ماهيّت وجودى خود نياز به بدن دارد و اصولًا با بدن تحقّق مىيابد ، و انسان عبارت است از يك موجود تدريجى كه اوّلش مادّه و آخرش عقل است ؛ نفس آدمى از نطفه كه يك تك سلّول است شروع شده و پس از تكوّن و عبور از مراحل حسّ و خيال و وهم به مرتبهء عقل ميرسد و مجرّد ميگردد و پيوسته باقى مىماند . نفس انسان مانند پروانه كه در پيله است و مانند جنين كه در رحم است و مانند مغز بادام و مغز گردو كه در بدوِ تكوّن آميخته با پوست مىباشد ، بوده و با بدن تكوّن و تحقّق مىپذيرد و سپس در سير تكاملى خود حركت مىكند و مدّتى با بدن بوده و پس از آن ، بواسطهء استكمال جوهرى ، قائم به خود ميگردد و از بدن مستغنى مىشود ، و مانند روغن بادام و گردو جدا مىشود ، و يا همچون پروانه كه از پيله خارج شود و يا حيوانى كه پوست عوض كند ، بدن را خَلع مىكند و بدون مادّه يعنى بدون بدن زندگى مىكند و مجرّد مىشود . چون خود صدر المتألّهين هم كه از اعاظم فلاسفهء الهيّون است ، قائل به سيطره و هيمنهء عالم ملكوت بر عالم مُلك است ، و بر اين مبنى است كه هر ذرّهء اين عالم در تحت قواى معنويّه و روحانيّه اداره مىشود .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 131 | السيد محمد حسين الطهراني