ولى مكتب الهيّون مكتب أصالة الله و أصالة التَّوحيد و أصالة المعنى است ؛ زيرا اوّلًا براى خدا كه مجرّد و بسيط و لا حَدَّ و لا عَدّ است و از نقطه نظر قدرت و عظمت و علم و حيات بى نهايت است ، به نحو استقلال در وجود ، موجوديّت قائل مىشود و پس از آن وجود مقدّس ، موجودات مجرّده و غير مجرّدهء روحانيّه و مادّيّه بوجود مىآيند ، آن هم به نحو خلقت و با نفسِ مجرّد اراده ، نه به نحو اخراج و خروج كه زائيدن است .
و اين كلام ابداً منافاتى با مبناى صدر المتألّهين در سير و تكامل موجودات مادّيّه به موجودات مجرّده ندارد .
دربارهء نفس ، صدر المتألّهين قائل است كه مبدأش ، جسمانى است و نهايتش روحانى كه : النَّفْسُ جِسْمانيَّةُ الْحُدوثِ ، روحانيَّةُ الْبَقاءِ « 1 » .
سير تكاملى موجودات مادّيّه به موجودات مجرّده
و سير ترقّى و تكامل انسان از مراتب مادّى بسوى مراتب
هامش
( 1 ) اين معنى را صدر المتألّهين قدّس اللهُ سرَّه به مرحلهء اثبات رسانيده است ، و از نقطه نظر حركت جوهريّه - كه آن هم امر مُبرهنى است - پايه گذارى شده است ، و آيات و روايات با دقّت و لطافت چشمگيرى اين معنى را ميرسانند . قرآن كريم دربارهء انسان دارد :وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ * ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ. ( آيات 12 تا 14 ، از سورهء 23 : المؤمنون )
در اين آيات سير ترقّى و تكامل انسان را از مراحل اوّليّه به نحو تغيير و تبديل بيان مىكند كه : ما اوّل انسان را از شيرهء خاك و گل خلق كرديم و پس از آن ، آن جوهره را در محلّ مستقرّى كه رحِم مادر است به صورت نطفه قرار داديم و