و حراست آنها را ديده و يا شنيدهاند ، در مقام تجزيه و تحليل با پندار روشنفكرانهء خود چنين خواستهاند بگويند : مراد از فرشتهاى كه قطرهء باران را به زمين مىآورد ، همان حيات و زندگى آن قطره است و خاصيّتى است كه در آن موجود است ، يا مراد جاذبهء زمين است .
برق و صاعقه و ابر و وزش بادها بواسطهء قواى جاذبه و دافعه و خواصّ فيزيكى است ، و أحياناً خواصّ شيميائى است كه اين پديدهها را بوجود مىآورد . غاية الامر در آن زمان كه قواى جاذبه و مسائل فيزيكى و شيميائى مطرح نبود ، از علل پيدايش پديدههاى مادّى به فرشته و جنّ و غيرها تعبير مىنمودند .
اين سخن غلط است .
البتّه تمام موجودات مادّى داراى علل و اسباب مادّى هستند ، برق و رعد و صاعقه و ابر و باد و باران و تگرگ و قوس و خسوف و كسوف ، داراى علل و شرائط طبيعى بوده و در تحت تحقّق آن علل به وقوع مىپيوندند و يكى از جهات مؤثّره در آنها نيز قواى جاذبه و دافعه مىباشد ؛ ولى اين قواى مادّى خود نيز در تحت محكوميّت قواى معنوى و آسمانى است ، جاذبهء زمين نيز تحت قواى ملكوتى است .
تمام پديدههاى مادّى كه به حواسّ انسان در مىآيند با تمام اسباب و علل مادّى آنها كه به حواسّ ادراك نمىشوند ، مانند انرژى سينيتيك و قوّهء زنده و الكتريسيته و نور و امواجى كه تمام عالم را پر كرده و به چشم نمىآيند ، همه و همه مادّى بوده و در تحت قواى
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣٣