« آن برادران ما كه خونهايشان در صفّين ريخته شد ، ضررى نكردهاند كه امروز زنده نيستند . » - تا آنكه ميفرمايد :
أَيْنَ إخْوَانِىَ الَّذِينَ رَكَبُوا الطَّرِيقَ وَ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ ؟ أَيْنَ عَمَّارٌ وَ أَيْنَ ابْنُ التَّيِّهَانِ وَ أَيْنَ ذُو الشَّهَادَتَيْنِ وَ أَيْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إخْوَانِهِمُ الَّذِينَ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِيَّةِ وَ أُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إلَى الْفَجَرَةِ .
« كجا هستند برادران من كه بر مركب يقين و راه استوار ايمان سوار شدند و بر طريق حقّ گذشتند ؟ عمّار كجاست ؟ ابن التَّيِّهَان كجاست ؟ ذو الشّهادتين كجاست ؟
كجا هستند نظيرهاى ايشان از برادرانشان كه با يكديگر در راه خدا براى مرگ پيمان بستند و همه به شهادت نائل شده و سرهاى آنان را جدا نموده و براى فجّار اهل شام فرستادند ؟ »
در اين حال آن حضرت دست بر محاسن شريفش كشيده و گريهاى طولانى نمود و پس از آن فرمود :
أَوَّهْ عَلَى إخْوَانِىَ الَّذِينَ تَلَوُا الْقُرْءَانَ فَأَحْكَمُوهُ ، وَ تَدَبَّرُوا الفَرْضَ فَأَقَامُوهُ ، أَحْيَوُا السُّنَّةَ وَ أَمَاتُوا الْبِدْعَةَ ، دُعُوا لِلْجِهَادِ فَأَجَابُوا وَ وَثِقُوا بِالْقَآئِدِ فَاتَّبَعُوهُ . « 1 »
« آه بر فقدان آن برادران من كه قرآن را تلاوت كرده و آن را استوار ساختند و در واجب انديشه كردند و آن را به پاى داشتند ، شريعت و سنّت رسول الله را زنده كردند و بدعت را ميراندند . چون به جهت
هامش
( 1 ) « نهج البلاغهء » طبع عبده - مصر ، ص 343 و 344 ؛ و ملّا فتح الله ، طبع سنگى ، ص 318 و 319