را به چنگ آورند ، باز ما يقين داريم كه بر حقّيم و آنان بر باطلند .
ايمان به خدا در سويداى دل عمّار و همرزمانش نشسته و دنيا اگر پشت به پشتِ هم دهد و بخواهد با صحنه سازى و عوام فريبى اين چنين راست مردان بيشه توحيد را بلغزاند ، نخواهد توانست .
از اينجاست كه قطب عالم امكان و محور ولايت و كانون حقّ و حقيقت ، أمير المؤمنين عليه السّلام در سوك آنان اشك رحمت ميريزد و به ياد آن دلاوران عالم يقين آه مىكشد و براى ملاقات و ديدار آنان آرزوى مرگ مىكند .
خطبهء أمير المؤمنين عليه السّلام ، يك هفته قبل از شهادت
يك هفته مانده بود كه به ضربت ابن ملجم مرادى ، فرق مباركش شكافته شود ؛ در مسجد كوفه خطبهاى ايراد فرمود و در آخر آن ميفرمايد :
أَلَا إنَّهُ قَدْ أَدْبَرَ مِنَ الدُّنْيَا مَا كَانَ مُقْبِلًا وَ أَقْبَلَ مِنْهَا مَا كَانَ مُدْبِراً ، وَ أَزْمَعَ التَّرْحَالَ عِبَادُ اللهِ الاخْيَارُ ، وَ بَاعُوا قَلِيلًا مِنَ الدُّنْيَا لَا يَبْقَى بِكَثِيرٍ مِنَ الآخِرَةِ لَا يَفْنَى .
« آگاه باشيد كه آنچه از دنيا روىآورنده بود اينك پشت كرده است و آنچه از دنيا پشت كننده بود اينك روى آورده است ، و بندگان اخيار پروردگار آهنگ رحيل كردند و رفتند ، و مقدار مختصر از دنياى غير باقى را به مقدار بسيار از آخرت غير فانى فروختند . »
مَا ضَرَّ إخْوَانُنَا الَّذِينَ سُفِكَتْ دِمَآؤُهُمْ وَ هُمْ بِصِفِّينَ أَنْ لَا يَكُونُوا الْيَوْمَ أَحْيَآءً .
هامش
- « قاموس » هَجَر را بفتحتَين ذكر كرده است .