تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
مُسْلِم بن عَوْسَجَهء پيرمرد قارى قرآن و فقيه اهل كوفه ، از اصحاب آن حضرت است . مردى است شجاع ، فاضل ، فقيه ، قارى ، وكيل مسلم بن عقيل در كوفه ، عاشق مقام ولايت ، و پاكباخته و جان باختهء اين مكتب . در روز عاشورا يكى از شجاعان لشكر حضرت حسين بن علىّ سيّد الشّهداء عليه السّلام بود . بعد از حُرِّ بن يزيد رِياحىّ و عبد الله بن عُمَير أبو وَهَب و بُرَير بن خُضَير و چند نفر ديگر ، يكى از اصحاب سيّد الشّهداء به نام نافع بن هِلال به ميدان آمد ؛ مرد شجاعى بود . لذا يكى از افسران سپاه عُمر بن سَعد براى مقابله با او آمد . نافع او را با يك ضربت شمشير از بين برد ؛ نام او مُزاحم بن حُرَيث است . اين منظره را عَمرو بن حَجّاج زُبَيْدى كه از سرلشكران عمر سعد بوده و با چهار هزار نفر مأمور نگهدارى شريعهء فرات بود ، ديد ؛ با صداى بلند فرياد زد : كسى ديگر جنگ تن به تن نكند ، اينها شير بيشهء شجاعت هستند و مرگ را بر كف دست گرفته‌اند ؛ نديديد با يك ضربه رفيق ما را از پاى درآورد ؟ اگر شما بخواهيد جنگ تن به تن كنيد همهء شما را خواهند كشت ؛ امّا اگر دست به دست هم دهيد و آنها را احاطه كنيد ، شمشير هم نزنيد ، نيزه هم نزنيد فقط سنگ بزنيد ، همهء آنها را مىكشيد !