شوكت و نفوذ كلمه و قدرت باشند ، ولى در عالم واقع و در ميزان سنجش واقعيّات ، بى مغز و تهى و بى ارزش و سبك و بدون أصالتند .
أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ ، يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ ، لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجُوا إلَى رُكْنٍ وَثِيقٍ . « 1 »
چون ريسمان ارتباط خود را با خداى خود پاره كردهاند ، بنابراين به محلّ اتّكاء و اعتمادى التجاء ندارند و دل آنان به نور علم روشن نگرديده است و بر اين اساس با هر بادى كه از هر طرف بوزد بدان سمت حركت مىكنند .
يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ .
« خداوند جلّت عَظَمَتُه كسانى را كه ايمان آوردهاند يعنى ريسمان ربط خود را با خداى خود پيدا نموده و گرايش به آن ذات مقدّس پيدا كردهاند ، در زندگى دنيا و در زندگى عُليا كه خانهء بازپسين است به گفتار ثابت نگاه ميدارد . »
قول ثابت ، همان كلمهء طيّبه است و همان ربط با حضرت ربِّ وَدود است .
خداوند آنها را به گفتار ثابت در تمام عوالم ( در دنيا ، در سكرات موت و در نَشَآتى كه بعد از اين است ) نگاه ميدارد كه با قدم راستين و ارادهء استوار و دل نيرومند و فكر روشن اين راه را طىّ كنند .
هامش
( 1 ) « نهج البلاغهء » بابُ المَواعِظ و الحِكم ، ص 172 از جلد دوّم ، طبع عبده - مصر