انسان ممكن است در اين دنيا نماز بخواند ، ولى گاه ممكن است براى خدا بخواند و گاه ممكن است براى خودنمائى ، و به دو نيّت مختلف ممكن است انجام داده شود ، پس روح نماز دو تا شد درحالىكه پيكرهء نماز كه همان عمل ظاهرى است واحد است .
از روح و باطن اعمال ، غير از عالم الغيب كسى خبر ندارد ؛ ممكن است كسى نماز بخواند و رفيق پهلوى او هم نتواند بفهمد كه آيا اين نماز را خالصاً لِوَجه اللهِ الكريم انجام داده و يا به جهت انگيزه و داعيهء ديگرى بجاى آورده است .
روزه ميگيرد ، زكات ميدهد ، پل ميسازد ، مسجد بنا مىكند ، نشر كتاب مىنمايد ؛ اعمالى كه ظاهرش بسيار چشمگير است ولى از باطن آنها كسى خبر ندارد ، زيرا ممكن است اين اعمال را براى رضاى خدا انجام داده باشد ، و ممكن است براى حبّ جاه و شهرت بجا آورده باشد .
ظاهر عمل خوب است ، ولى دو باطن متضادّ و متفاوت دارد .
اگر براى خدا انجام داده باشد ، اين عمل مقرِّب است و باطنش نيكو و دل انگيز است و آن باطن پسنديده ، روح او را سبك مىكند و نفس او را راحتى مىبخشد و رفع حجابهاى ظلمانى و نورانى از او مىكند و رفته رفته او را به حريم امن و امان خدا مىرساند .
و اگر براى غير خدا انجام داده باشد باطن اين عمل ، متعفّن و خراب و فاسد است و به عوض اينكه او را به بهشت كشاند به جهنّم نزديك مىكند چون ريا است و ريا حرام است ؛ ريا ، بتپرستى و
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 282
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٨٢