عوض مىشود .
اين عالَم ، عالمى است كه در آن سعادت و شقاوت ، حقّ و باطل ، دروغ و راست ، و خلوص و آلودگى در هم آميخته است ؛ امّا آن عالم ، عالم صدق محض است ، واقعيّت محضه است .
تدليس و تلبيسى كه احياناً در اين جهان مىشود ، در آنجا راه ندارد و حقيقت اشياء آنطور كه هست در آنجا ظهور پيدا مىكند ؛ كسى نمىتواند خود را به غير از آنچه كه هست معرّفى كند و جلوه دهد .
ذوات و ملكات و اخلاق و أعمالى كه انسان در دنيا انجام داده است آنجا به صورت واقعى خود جلوه مىكنند و ظاهر با باطن در آنجا اختلافى ندارد ؛ تو گوئى همه ظاهر است و باطنى نيست يا باطن است و ظاهرى ندارد ؛ يعنى يك حقيقت واحده است .
راه سعادت و راه شقاوت براى كسى در اين دنيا تا هنگام موت مشخّص نيست ولى به مجرّد مردن راه انسان يكسره مىشود ؛ يا بهشت و يا جهنّم ، يا سعادت است و يا شقاوت .
بنابراين ، موجوداتى كه در آن عالم مشهود انسان ميگردند ، با صورتهاى واقعيّهء خود جلوه دارند .
اعمالى كه انسان انجام داده ، به صورتهاى واقعى ملكوتى برزخى براى انسان جلوه مىكنند و مجسّم ميشوند ؛ ملكاتى را كه انسان در دنيا كسب كرده و اخلاقى را كه واجد شده است ، در آنجا به صورت واقعيّهء ملكوتيّه مشهودند .
افراد انسان به صورتهاى واقعيّهء خود متصوّر ميگردند و شكل
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 280
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٨٠