تكبّر و جاه و اعتبار .
در التماس خود مصرّانه إلحاح مينمودند و التجا داشتند .
من هم اوقاتم تلخ شد ، همه را ردّ كردم و گفتم : اى بى انصافها شما در دنيا زندگى كرديد و مال مردم را خورديد و جنايت كرديد ، حقّ ضعيف و يتيم و هر بى پناهى را ربوديد و ما هر چه فرياد كشيديم گوش نداديد حالا آمدهايد مىگوئيد شفاعت كن ؟ برويد گم شويد . همه را ردّ كردم و پراكنده شدند .
امّا بعضىها را شفاعت مىكنند بعد از اينكه در برزخ گوشمالى شدند ، اگر واقعاً اهل ايمان باشند و عذاب برزخ آنان را تصفيه ننموده باشد .
مواعظ مرحوم قاضى به مرحوم آملى و درنگ در وادى السّلام
از مرحوم آيه الحقّ آيه الله العظمى حاج ميرزا علىّ آقا قاضى رضوان الله عليه ، افراد بسيارى از تلامذهء ايشان نقل كردند كه ايشان بسيار در وادى السّلام نجف براى زيارت اهل قبور ميرفت و زيارتش دو و سه و چهار ساعت به طول مىانجاميد و در گوشهاى مىنشست به حال سكوت ؛ شاگردها خسته مىشده و بر مىگشتند و با خود مىگفتند : استاد چه عوالمى دارد كه اينطور به حال سكوت مىماند و خسته نمىشود .
عالِمى بود در طهران ، بسيار بزرگوار و متّقى و حقّاً مرد خوبى بود ؛ مرحوم آيه الله حاج شيخ محمّد تقىّ آملى رحمة الله عليه ، ايشان از شاگردان سلسلهء اوّل مرحوم قاضى در قسمت اخلاق و عرفان بودهاند .