وَ إنَّ الْمَعِيشَةَ الضَّنْكَ الَّتِى حَذَّرَ اللهُ مِنْهَا عَدُوَّهُ ، عَذَابُ الْقَبرِ . « 1 »
بارى ، آن كسى ميتواند از پاسخ راست و حقيقت امر تجنّب ورزد و به كذب و دروغ گرايد كه جهات مختلفه از قواى طبيعى و اختيار در او باقى بوده و بر اساس مصلحت انديشى ، براى فرار از عقوبت يا رسوائى دست به دامان دروغ زند ؛ ولى شخص مرده كه اين جهات را به علّت مرگ از دست داده و اختيار او يكسره شده است ، تخلّف از ارائهء متن واقع براى او ميسور نيست و اضطراراً و جِبلّا راست ميگويد .
بعضى در حال مستى راست ميگويند و حقائق امور واقعه را بدون كم و بيش بيان مىكنند ؛ و چون فطرتشان پاك و عقيده شان استوار است ، در حال مستى هم تعريف از خدا و پيامبر و امام و اسلام مىكنند . و اگر عقيدهشان كج و ضمائرشان خراب باشد ، در حال مستى به خدا و كائنات و امام و پيغمبر بد ميگويند و ناسزا ميدهند ؛ با آنكه اين هر دو صنف از مستها در حال هوشيارى ، به جهت مراعات ظاهر ، در يك صفّ قرار گرفته و بر يك منوال سخن مىرانند ، ليكن اين اختلاف زاويه در اثر مستى و از دست دادن اختيار و بروز حقائق پديد آمده است .
و همچنين در عالم خواب غالباً انسان طبق خواستههاى باطنى خود عمل مىكند با آنكه در بيدارى چنين نمىكند .
و لذا حضرت باقر عليه السّلام فرمود : خواب و مرگ از يك
هامش
( 1 ) « أمالى » شيخ ، طبع نجف ، جلد اوّل ، ص 27