و ديگر شكايتى كه من به شما دارم از خانهاى كه تمام اموال خود را دادم و آن را تهيّه كردم و اينك مسكن غير من شده است ؛ پس قدرى شما با من مدارا كنيد و اينطور با عجله مرا نبريد !
ضمره گفت : اى أبو الحسن ! اگر مردهاى را كه حمل مىكنند ( چنان جان دارد كه بتواند ) اين سخن را بگويد ، ممكن است بپرد بر گردن حاملين خود و به آنان حمله ور شود .
حضرت سجّاد عليه السّلام به مقام مقدّس الهى عرضه داشتند : بار پروردگارا ! اگر ضمره اين سخن را از روى استهزاء و تمسخر به حديث رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت ، او را به دست غضب اسف بار خود بگير .
جابر گويد : چهل روز در دنيا درنگ كرد و سپس مرد . يكى از غلامان او كه در تجهيزش حضور داشت پس از انجام دفن خدمت حضرت سجّاد عليه السّلام رسيد و در حضور آن حضرت نشست .
حضرت فرمود : اى فلان از كجا آمدهاى ؟
گفت : از جنازهء ضمره ؛ همين كه قبر را انباشتند و تسويه نمودند ، من صورت خود را روى قبر گذاشتم و سوگند به خدا صدايش را شنيدم ؛ به همان لهجه و لحنى كه در دنيا داشت ، و من در حال حياتش او را بدان صدا مىشناختم ، و چنين مىگفت :
اى واى بر تو اى ضمرة بن معبد ! امروز تمام دوستان ، تو را رها كردند و تنها گذاردند و عاقبت مصير تو بسوى جهنّم شد ؛ آنجا مسكن و خوابگاه شب و استراحتگاه روز تو خواهد بود .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 268
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٦٨