با خود مىگفتم : اين چه داستانى است ؟ و بسيار در شگفت مىماندم . تا آنكه جبرئيل عليه السّلام براى من چنين گفت : چون كافر بميرد چنان ضربهاى بر او زنند كه تمام مخلوقاتى كه خدا آفريده است از آن ضربه به دهشت درآيند ، مگر دو طائفه جنّ و انس .
آنگاه با خود گفتم : اين وحشت و هراس شتران و گوسفندان در اثر همان ضربه ايست كه به كافر خورده است ، پس پناه مىبريم به خداوند از عذاب قبر . »
در بعضى اوقات مىبينيد سگها يك مرتبه به صدا در مىآيند ، مرغان غوغا مىكنند ، خروسها فغان مىكنند ، اسبها شيهه مىكشند ؛ چون ارتباط آنان با عالم صورت و مثال زياد است . با صورت واقعى انسان كه مقام تجلّى نفس و روح باشد ارتباط ندارند ، ولى ارتباط آنان با انسان در عالم خيال است .
فرشتگان ميگويند : خدا ترا در دنيا آورد ، ماه و خورشيد و شب و روز را مسخّر تو گردانيد و آنچه روى زمين است براى تو آفريد ؛ يك عمر گذراندى با خود چه آوردهاى ؟
با فطرت الهى وارد دنيا شدى ، چرا كور خارج شدى ؟ اين زندگى دشوار فعلى تو نتيجهء كدام غفلت است ؟
معيشت ضنك ، در قرآن ، همان عذاب عالم برزخ است
وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى
. « 1 »
در بعضى از روايات وارد شده است كه مراد از معيشت ضنك
هامش
( 1 ) آيه 124 ، از سورهء 20 : طه