تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
خاك ميرود و متلاشى ميگردد ، آن اجزاء بسيار لطيف ابداً از بين نمىرود ، آن اجزاء كه بسيار كوچك است و حقيقت و قوام انسان به آنهاست و نطفهء انسان در اصل خلقت و بدأ آفرينش بدانها بستگى دارد ، زنده مىمانند و عذاب و عقاب يا ثواب و پاداش بدانها تعلّق ميگيرد ؛ اين هم صحيح نيست . چون آن اجزاء هر قدر هم كوچك و لطيف باشد ، بالاخره اجزاى مادّى اين عالم است و مادّى است . و بعد از مردن ، عالم مادّه درهم مىپيچد و حساب و كتاب با صورت است كه از اين دنيا رفته و به تجرّد خود رسيده است نه با مادّه .

دلالت آيات قرآن بر حيات برزخى

از جمله ادلّه‌اى كه ميتوان اقامه كرد براى زنده بودن انسان بعد از مرگ ، همين آيه‌اى بود كه در مطلع گفتار ذكر شد :
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً .
« ابداً گمان مكن و به‌هيچ‌وجه مپندار كه آن كسانى كه در راه خدا كشته ميشوند ، اينها مردگانند . »
بَلْ أَحْياءٌ .
« بلكه زندگانند . »
عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ .
« در پيش خداى خود هستند و در نزد خداى خود روزى مىخورند . »
فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
. « خوشحالند به آنچه خداوند عزّ و جلّ از فضل خود بدانها عنايت كرده . »
وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ .
« و خوشحالند به آن افرادى كه هنوز نمرده‌اند و بدانها ملحق