تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
مثالى و ملكوتى اين افعال را انجام ميدهد . و بطور كلّى مىتوان گفت : آن صورت مثالى كه با بدن اتّحاد دارد هر اراده‌اى بكند و هر تصوّرى بنمايد ، به امر او و بواسطهء اتّحاد و عينيّت با او ، اين هيكل خارجى حركت مىكند و به دنبال آن نقش و صورتى كه مثال انسان بدان تحقّق پيدا كرده است ، مادّه و بدن حركت مىكند و فعّاليّت مىنمايد . در عالم خواب اين صورت علاقهء خود را از بدن كم مىكند و خود مجرّد ميگردد و بدون بدن واقعيّت خود را در خود مىيابد . در عالم نفس و قيامت ، آن حقيقتِ نفس هم از صورت مثالى جدا ميگردد و نفس انسان به واقعيّت خود - بدون صورت - تجلّى مىكند . در دنيا كه عالم مثال با بدن انسان اتّحاد دارد ، نفس انسان هم با بدن و مثال انسان اتّحاد دارد و قواى نفس نيز همگى با مثال انسان اتّحاد دارند و تمام مراتب وجودى انسان با هم هستند ؛ بواسطهء مرگ ، صورت مثالى از بدن جدا مىشود و تجرّد خود را بدون مادّه ادراك مىكند ، بعد از عبور از عالم مثال و ورود به عالم قيامت ، نفس انسان نيز از عالم صورت جدا ميگردد و تجرّد حقيقى خود را بدون صورت ادراك مىنمايد ؛ عالم مثال را « قيامت صغرى » و عالم نفس را « قيامت كبرى » گويند . در اين دنيا كه عالم مادّه و عالم طبع است بدن و صورت و نفس با هم هستند و سپس به ترتيب از هم جدا ميگردند ؛ و با هم بودن آنها