عذاب خود درافكنى ، و عافيتت را بر من تغيير دهى ، و نعمتت را از من زائل كنى !
خداوندا ! به من دلى پاك و صافى روزى فرما كه از شرك برى باشد و به تو كافر نگردد و از اشقيا نباشد . »
و پس از آن دو گونهء خود را بر خاك گذاشت و گفت :
عَفَّرْتُ وَجْهِى فِى التُّرَابِ وَ حُقَّ لِى أَنْ أَسْجُدَ لَك .
يعنى : « من صورت خود را براى تذلّل نسبت به مقام عظمت و ربوبيّت تو در خاك ماليدم ، و سزاوار است كه من براى تو سر به سجدهء ذلّت و عبوديّت آرم . »
حضرت فرمود : چون رسول خدا صلّى الله عليه و آله برخاست و آمادهء بازگشت شد ، عائشه هروَله كنان به فراش خود دويد و نفس زنان در آنجا طپيد .
رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود : اين صداى نفس بلند چيست ؟ آيا تو نمىدانى كه امشب شب نيمهء شعبان است و در آن ، روزىهاى خلائق قسمت مىشود و مقدّرات و اجلها نوشته مىشود و افرادى كه به حجّ نائل ميشوند مقدّر ميگردد ، و خداوند تعالى در امشب از بندگان خود بيشتر از موهاى بزهاى قبيلهء كَلب را مىآمرزد و فرشتگان خود را از آسمان به زمين در مكّه ميفرستد . « 1 »
اين روايت را مرحوم سيّد ابن طاووس در « إقبال » ذكر كرده است ، و سند آن را همان شيخ طوسى از حمّاد بن عيسى از أبان بن
هامش
( 1 ) « مصباحُ المُتهجِّد » طبع سنگى ، أعمال نيمهء شعبان ، ص 585