بيفتد ، به روى زمين پهن شده بود .
آهسته نزديك رسول خدا رفت و گوش فرا داشت ، شنيد كه آن حضرت در سجده ميگويد :
سَجَدَ لَكَ سَوَادِى وَ خَيَالِى ، وَ ءَامَنَ بِكَ فُؤَادِى ؛ هَذِهِ يَدَاىَ وَ مَا جَنَيْتُهُ عَلَى نَفْسِى . يَا عَظِيمًا تُرْجَى لِكُلِّ عَظِيمٍ اغْفِرْ لِى ذَنْبِىَ الْعَظِيمَ ؛ فَإنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ إلَّا الرَّبُّ الْعَظِيمُ .
يعنى : « اى پروردگار من ! سجده كرده است براى تو سياهى من و خيال من ، و ايمان آورده است به تو قلب من ؛ اين دو دست من است پر از گناه و آنچه را كه بر نفس خود جنايت كردهام . اى بزرگى كه براى هر كار بزرگ به تو اميد آرند و متوسّل گردند ، بيامرز گناه مرا كه بزرگست ؛ چون گناه بزرگ را نمىتواند بيامرزد مگر پروردگار بزرگ . »
و پس از آن سر خود را از سجده برداشته و بار ديگر به سجده افتادند ؛ و چون عائشه گوش فرا داشت ، شنيد كه آن حضرت در سجده ميگويد :
أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِى أَضَآءَتْ لَهُ السَّماوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ ، وَ انْكَشَفَتْ لَهُ الظُّلُمَاتُ ، وَ صَلُحَ عَلَيْهِ أَمْرُ الْأَوَّلِينَ وَ الْأَخِرِينَ مِنْ فُجَاءَةِ نِقْمَتِكَ وَ مِنْ تَحْوِيلِ عَافِيَتِكَ وَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ . اللَهُمَّ ارْزُقْنِى قَلْبًا تَقِيًّا نَقِيًّا وَ مِنَ الشِّرْكِ بَرِيئًا لَا كَافِراً وَ لَا شَقِيّاً .
يعنى : « اى پروردگار ! من پناه مىبرم به نور وجه تو كه آسمانها و زمينها از آن روشن شده است و تاريكىها از آن بر طرف شده و امور اوّلين و آخرين از آن آباد و نيكو شده است ، از اينكه ناگهان مرا در پرّهء
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٧٤