تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
او از قوا بالاتر است و از ملكات و صفات ، عالىتر ؛ چون تمام قواى باطنيّه و ملكات و صفات در پرتو وجود او وجود دارند و به او قائمند ؛ او حقيقتى است مجرّد از مادّه ، و مجرّد از صورت و آثار مادّه .

اشعار منسوب به أمير المؤمنين دربارهء حقيقت نفس

اين سه مرحله از وجود ما ، نمونه‌اى از سه مرحله از وجود عالم كلّى است ؛ بدن ما نمونه‌اى از عالم هيولى و طبع است ، ذهن و مثال متّصلِ ما نمونه‌اى از عالم برزخ و مثالِ منفصل است ، و نفس ناطقه و حقيقت ما نمونه‌اى از عالم نفس كلّى و قيامت كبرى است . و بر همين امر در اشعارى كه منسوب به مَولى المَوالى أميرُ المُوَحّدين و المُؤمنين است اشاره شده است :
دَوَآؤُكَ فِيكَ وَ مَا تَشْعُرُ * وَ دَآؤُكَ مِنْكَ وَ مَا تَبْصُرُ ( 1 ) وَ تَحْسَبُ أَنَّكَ جِرْمٌ صَغِيرْ * وَ فِيكَ انْطَوَى الْعَالَمُ الاكْبَرُ ( 2 ) وَ أَنْتَ الْكِتَابُ الْمُبِينُ الَّذِى * بِأَحْرُفِهِ يَظْهَرُ الْمُضْمَرُ ( 3 ) فَلَا حَاجَةَ لَكَ فِى خَارِجٍ * يُخَبِّرُ عَنْكَ بِمَا سُطِّرُ ( 4 ) « 1 »
1 - دواى تو اى انسان در خود توست و ليكن نمىفهمى ! و درد تو از خود تست و ليكن نمىبينى ! 2 - تو چنين مىپندارى كه جرم كوچك و تنها بدنى هستى ، درحاليكه عالم اكبر پروردگار در تو گنجانيده شده است ! 3 - تو آنچنان كتاب آشكاراى خداى خود هستى كه به يك يك از حروفش ، حقائق و اسرارى را نشان ميدهد . 4 - بنابراين تو به خارج از وجود خودت نيازى ندارى تا بدانچه
هامش
( 1 ) « ديوان منسوب به أمير المؤمنين عليه السّلام » طبع سنگى ، قافيهء « راء »