الْأَوْسَطُ ، إلَيْهِمْ يَرْجِعُ الْغَالِى وَ بِهِمْ يَلْحَقُ التَّالِى .
فَقَالَ لَهُ الْحَارِثُ : لَوْ كَشَفْتَ فِدَاكَ أَبِى وَ أُمِّى الرَّيْنَ عَنْ قُلُوبِنَا ، وَ جَعَلْتَنَا فِى ذَلِكَ عَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ أَمْرِنَا .
قَالَ عَلَيْهِ السَّلَامُ : قَدْك « 1 » فَإنَّكَ امْرُؤٌ مَلْبُوسٌ عَلَيْكَ ؛ إنَّ دِينَ اللهِ لَا يُعْرَفُ بِالرِّجَالِ بَلْ بِآيَةِ الْحَقِّ ، فَاعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ .
« حضرت فرمودند : اى حارث ! نزاع و مخاصمهء اصحاب من در چه مسألهاى است ؟
عرض كرد : دربارهء تو و دربارهء آن سه نفرى كه قبل از تو بودهاند ( و مراد أبو بكر و عمر و عثمان است ) . بعضى از آنها بسيار زياده روى مىكنند و دربارهء تو غلوّ مىنمايند ؛ و برخى راه ميانه در پيش گرفته ليكن با آنها به بغض و عداوت مىنگرند ؛ و بعضى در حال حيرت و ترديد باقى مانده و به شكّ و رَيب درافتادهاند ، و نمىدانند كه دربارهء تو قدم به جلو گذارده و صراحةً از تو طرفدارى نموده و مانند سائرين بغض دگران را در دل گيرند ، يا آنكه بايد پا به عقب گذارده و توقّف كنند و كار ديگران را بر صحّت حمل نمايند .
حضرت فرمودند : بس است اى برادر من ، اى حارث همدانى ! بدان كه بهترين شيعيان من كه مورد نظر و انتخاب منند ، آن دسته و فرقهاى هستند كه راه اعتدال و ميانه را اتّخاذ نمودهاند ؛ و آنان كه راه
هامش
( 1 ) در جميع نسخ « قَدْكَ » آمده است ، مگر در « بشارة المصطفى » كه « فَذاكَ » آورده است .