يعنى ريخته شدن آن آلودگيهاى ظاهرى .
و كافر هر لذّتى كه در دنيا ببرد جزاى اعمال حسنه اوست كه انجام داده ؛ چون كافر براى خدا كار نميكند و خدا را نمىشناسد و اصولًا معنى تقوى و تقرّب را ادراك نميكند ، و كارهاى خوبى كه از او سر مىزند براى منظورها و نيّتهاى دنيوى است ، پس خدا هم طبق همان نيّتها و هدفها به او پاداش دنيوى ميدهد ؛ با دادن مال و جاه و انواع تنعّم كه به او بدهد پاداش او را داده و تلافى حسنات او شده است ؛ بنابراين وقتى كه مُرد ، ديگر حسنهاى ندارد ، ديگر از خدا چه طلبى دارد ؟ كار نيكى در دنيا براى مقصد دنيوى انجام داد و به مقصود و نتيجهء دنيوى هم رسيد .
ولى سيّئه و گناهى كه مؤمن انجام ميدهد ، خارج از مرز وجودى اوست و از هدف عالى و ايمان او جداست ؛ براى از بين رفتن آن ، خداوند بر آن مؤمن ابتلائاتى پيش مىآورد و آن ابتلائات موجب بيدارى و تنبّه او مىشود ، و همين معناى كفّاره و ريخته شدن گناهست ؛ پس مؤمن كه مىميرد چون صاحب هدف عالى و متعهّد و مسؤول در برابر امر الهى است ، بسوى همان مكان عالى حركت مىكند و گناهش هم كه در دنيا جزا داده شد و به انواع گرفتاريهاى متناسب با آن گناه كيفر ديد ؛ بنابراين پاك و پاكيزه به عالم قدس پرواز مىكند .
در روايات بسيارى داريم كه وقتى مؤمن ميخواهد از دنيا برود ، شيطان به سراغ او مىآيد و به هر وسيلهاى هست ، با نويدها و
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٢٣