حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام تمام غلامان خود را جمع مينمود و در سر يك سفره با هم غذا ميخوردند ، روى يك فراش ، روى يك زمين ، يك نوع از غذا .
هامش
- خريدند يكى به سه درهم و ديگرى را به دو درهم ، و آن سه درهمى را به قنبر دادند و خود دو درهمى را پوشيدند . قنبر گفت : شما به اين سه درهمى سزاوارتريد ، چون بر منبر ميرويد و خطبه ميخوانيد . حضرت فرمود : اى قنبر ! تو جوانى ، و زيبائى جوانى بايد از آن تو باشد ، و من از خداى خود خَجلت مىكشم و حيا ميكنم كه خودم را در لباس بر تو فضيلت دهم .
و من از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم شنيدم كه ميفرمود : ألْبِسوهُمْ مِمّا تَلْبَسونَ ، وَ أطْعِموهُمْ مِمّا تَأْكُلونَ . « از آنچه خود مىپوشيد به غلامان بپوشانيد ، و از آنچه ميخوريد به آنها بخورانيد . » و نظير اين حديث نيز در ص 59 از اين كتاب وارد است .
1 - در جلد 12 « بحار » طبع كمپانى ، در كتاب احوالات حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام ، در ص 26 از كتاب « عيون أخبار الرّضا » از جعفر بن نَعيم بن شاذان از أحمد بن إدريس از إبراهيم بن هاشم از إبراهيم بن عبّاس روايت مىكند . . . - تا آنكه ميگويد :
حضرت رضا عليه السّلام زمانى كه از ملاقات مردم به خلوت مىرفتند و سفره براى غذا مىگستردند ، تمام غلامان خود را بر سر سفره مىنشاندند حتّى دربانها و ميرآخور اسبها را ، و با آنها تناول ميكردند .
و در ص 29 از « كافى » از عدّهاى از اصحاب از أحمد بن محمّد برقى از عبد الله بن صَلت از مردى از اهل بلخ روايت مىكند كه : من در سفرى كه حضرت رضا بسوى خراسان داشتند با آن حضرت بودم ، روزى حضرت غذائى طلبيدند و جميع غلامان خود را از غلامهاى سياه و غيرهم بر سر آن غذا نشاندند ، من عرض كردم : فدايت شوم خوب بود براى اين غلامان يك سفرهء عليحده دستور ميفرمودى . حضرت فرمود : ساكت باش حضرت ربّ تبارك و تعالى واحد است ، و پدر واحد است ، و مادر واحد