تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
طفل يك سِرى انتخاباتى دارد كه چه بسا بر ضرر اوست ، يا موجب هلاكت اوست ، و با اطاعت از پدر اختيار و ارادهء او كنار رفته و اراده و اختيار پدر جايگزين آنها شده است ؛ پدر داراى مقام ولايت است و طفل مقام اطاعت . طفل كه به مدرسه ميرود در تمام حالات و سكنات ، خود را در تحت اختيار و ارادهء استاد خود در مىآورد و زير نظر او مورد تعليم قرار ميگيرد ؛ طفل در تمام مواقع دوست دارد بازى كند و دنبال رفيقش بدود و شيرينى بخورد ، اين اختيار اوست ؛ ولى استاد او را در كلاس مقيّد مىكند و تعليم ميدهد ؛ و در تمام اين حالات طفل بايد كلام او را اطاعت كند . به جاى ارادهء بازى كردن و شيرينى خوردن ، ارادهء مشق نوشتن و خواندن و مطالعه نمودن را بنمايد . آن كسانى كه از خدا و رسول خدا اطاعت مىكنند ، به جاى اراده و اختيار خود در جميع امور معاش و معاد ، در امور فردى و اجتماعى ، در امور عبادى و معاملى ؛ اراده و اختيار خدا و رسول خدا را در ذهن خود پياده كرده‌اند .

ولايت اولياء خدا عين ولايت خداست

از طرف ديگر ثابت كرديم كه اولياى خدا كسانى هستند كه همه چيز خود را به خدا داده و در اسماء كلّيّه و صفات حضرت احديّت غرق شده‌اند ، و ديگر بين آنها و خداى آنها جدائى نيست ، نفس ندارند ، إنّيّت و شخصيّت ندارند ؛ هر چه هست اندكاك در اسماء حُسنى و صفات علياى پروردگار است ، و هر چه هست خداست كه در وجود آنان متصرّف است .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 92 | السيد محمد حسين الطهراني