تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
اى مردم ! شما را به پدرانتان سوگند ! كمى براى سعادت خود براى آخرت پيش بفرستيد كه آن در نزد پروردگار منّان بعنوان قرض ، ذخيره و محفوظ بوده و خداوند آن را به اضعاف مضاعفه به شما در روز نياز ردّ خواهد نمود ؛ و همه را در دنيا پشت سر خود نگذاريد كه سنگينى و و بال آن دامنگير شما خواهد بود . مالهائى را كه انسان در دنيا ذخيره مىكند و به هر يك از آنها علاقه‌اى بهم مىزند ، تمام آن علاقه‌ها جمع شده و با جان او عقد مىبندند و پيوند ناگسيختنى برقرار مىكنند و در وقت رحلت كه مىخواهد كوچ كند و قدرت بر حمل اين اموال و تعلّقات را با خود ندارد ، آثار عقد و پيوند كه جان او را در قيد و بند درآورده است او را به شدّت مىكوبد و بر روان او سنگينى مىكند ، گوئى تمام اين اموال و تعلّقات را بر شانهء او گذاشته و او را مأمور حمل آن نموده‌اند .

عيادت رسول خدا از أمير المؤمنين و شرح مطالبى راجع به موت

مرحوم كلينى در كتاب « كافى » روايت مىكند از علىّ بن إبراهيم از پدرش از نوفلىّ از سَكونى از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام كه چشم دردى براى أمير المؤمنين عليه السّلام پديد آمد . رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم براى عيادت آن حضرت تشريف آوردند ، ديدند كه أمير المؤمنين از شدّت درد فرياد مىكشد . رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمودند : يا علىّ ! جزع و فزع دارى يا آنكه شدّت درد ترا بدين صورت درآورده است ؟ أمير المؤمنين عليه السّلام عرض كرد : يا رسول الله تا به حال در مدّت عمر من دردى بدين شدّت عارض من نگرديده است .