تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
. إنَّ الْمَرْءَ إذَا هَلَكَ قَالَ النَّاسُ : مَا تَرَكَ ؟ وَ قَالَتِ الْمَلئِكَةُ : مَا قَدَّمَ ؟ انسان وقتى كه مىميرد مردم مىگويند : از خود چه باقى گذارده است ؟ و فرشتگان مىگويند : چه براى خود پيش فرستاده است ؟ چون مردم دنيا نظر به دنيا دارند و شخصيّت و اعتبار را بر محور تعيّنات دنيوى از زن و فرزند و مال و شغل و عشيره و ياران ميدانند ، لذا از كيفيّت موقعيّت ، در اين مرزِ اعتبار سخن مىگويند و تجليل و بزرگداشت آنها از او بر اين محور دور مىزند ، و به اختلاف اين اصل در احترام و تكريم به او كه غير از جنازهء او چيزى نمىپندارند ، اختلاف مىپذيرند . امّا فرشتگان الهى نظر به ملكوت دارند و مقام و منزلت او را در آنجا بر اساس تقوى و فضيلت و معارف الهيّه و علوم سرمديّه ميدانند ، لذا از موقعيّت او در اين حرم به گفتگو مىپردازند و احترام آنها نسبت به او با اين اساس سنجيده مىشود ، و به اختلاف اين اصل در تجليل و بزرگداشت او - كه همان نفس ناطقهء ملكوتيّه است و غير از آن چيزى نمىدانند - به اختلاف درجات و مراتب و سكونت دادن او را در منازل مختلفه مشغول ميگردند . لِلَّهِ ءَابَآؤُكُمْ ! فَقَدِّمُوا بَعْضًا يَكُنْ لَكُمْ قَرْضاً ؛ وَ لَا تُخَلِّفُوا كُلًّا فَيَكُونَ عَلَيْكُم « 1 »
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » فقراتى از خطبهء 201 ؛ و از طبع مصر با تعليقهء شيخ محمّد عبده ، ج 1 ، ص 418