تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
حَتَّى إذَا بَلَغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ ، وَ الامْرُ مَقَادِيرَهُ ، وَ أُلْحِقَ ءَاخِرُ الْخَلْقِ بِأَوَّلِهِ ، وَ جَاءَ مِنْ أَمْرِ اللهِ مَا يُرِيدُهُ مِنْ تَجْدِيدِ خَلْقِهِ ، أَمَادَ السَّمَاءَ وَ فَطَرَهَا - الخطبة . « 1 » أمير المؤمنين عليه السّلام صدر اين خطبه را كه ما ذكر نكرديم دربارهء توحيد خداوند عزّ و جلّ و سپس دربارهء خلقت ملائكه و پس از آن دربارهء تمرّد مردم از دعوت رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم و ميل آنها به جيفهء دنيا بيان ميفرمايد ، و پس از آن ميفرمايد : وَ مَنْ عَشِقَ شَيْئاً أَعْشَى بَصَرَهُ وَ أَمْرَضَ قَلْبَهُ ، فَهُوَ يَنْظُرُ بِعَيْنٍ غَيْرِ صَحِيحَة . « آرى ! كسى كه عاشق چيزى شود ، آن معشوق او را كور مىكند و دل او را رنجور و مريض ميگرداند ، بنابراين او با چشم ناسالمى نگاه مىكند . » تا ميرسد به آنكه دربارهء اين شخص كوردل و مريض القلب مطالبى را مىفرمايد كه ما عين آن عبارات شريفه را در اينجا نقل كرديم و معنايش اينست : « دست بر نمىدارد از كارهائى كه مىكند ، به جهت ملاحظهء خدا ، به منع منع كننده‌اى ، و نصيحت پذير نمىگردد براى خدا به اندرز اندرز دهنده‌اى ؛ درحالىكه مىبيند افرادى را كه بواسطهء فريب دنيا غافلگير و بازداشت شدند - چنان بازداشتى كه نه مىتوانند كارهاى خود را فسخ نموده و بهم زنند ، و نه مىتوانند بازگشت نموده و
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » خطبهء 107 ؛ و از طبع محمّد عبده - مصر ، ج 1 ، ص 212 و 213
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 272 | السيد محمد حسين الطهراني