تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
شأنى از شئون دنياست ؛ وصيّت كرديد جناب آقاى فلان مقبرهء مرا آئينه كارى كند و سنگ مرمر قيمتى بر روى قبر نهد ، و فرش و اثاث مقبره را آبرومندانه تهيّه كند ، دو گلدان هم پيوسته روى قبر بگذارد ، يك دست مبل ممتاز هم گرداگرد آن بچيند ، يك دسته گل تازه هم هر شب جمعه نثار قبر من بنمايد . اينها به درد نمىخورد ؛ اينها زينت‌هاى عالم غرور است نه عالم ملكوت . مرده بسوى ملكوت ميرود ؛ چيزى بايد براى او هديّه كرد كه به كار او آيد . فرزندان صالح العمل ، صدقهء جاريه ، علمى كه از خود باقى گذارده و مردم از او بهرمند مىشوند ، انفاق به فقرا و مستمندان ، دستگيرى از بيچارگان ، تربيت و رسيدگى به يتيمان ، نشر علم و تقوى در ميان جامعهء مردم ، اقامهء نماز و قرائت و تدبّر قرآن و طلب غفران براى او مفيد است . و اين زينت‌ها علاوه بر آنكه فائده ندارد ، براى او ضرر هم دارد . دسته گل بردن براى مرده و نثار قبر او نمودن بدعت و حرام است . زينت كردن قبور بدين أشكال مذكور ، حرام يا حدّاقلّ مكروه است به كراهت شديده ؛ و اينها مرده را رنج ميدهد . اين تجمّلاتِ مقبره‌ها بدين كيفيّت خلاف دستور اسلام است . ولى ما چون در دنيا هستيم خيال مىكنيم شئون آخرت هم همانند شئون دنياست ؛ و اين غلط است . مىگويد : مرا در مقبره دفن كنيد ، من از زمين بدون سقف