ميراندن مار توسّط مرحوم قاضى ، و نمونهاى از تجلّى اسم « المُميت »
چندين نفر از رفقا و دوستان نجفى ما از يكى از بزرگان علمى و مدرّسين نجف اشرف نقل كردند كه او مىگفت : من دربارهء مرحوم استاد العلماء العاملين و قدوة أهل الحقّ و اليقين و السّيّد الاعظم و السّند الافخم و طود أسرار ربِّ العالمين آقاى حاج ميرزا على آقا قاضى طباطبائى رضوان الله عليه و مطالبى كه از ايشان أحياناً نقل مىشد و احوالاتى كه به گوش مىرسيد در شكّ بودم .
با خود مىگفتم آيا اين مطالبى كه اينها دارند درست است يا نه ؟
هامش
بعضى از فضلاء - و شايد كه آن سيّد اجلّ آقا سيّد حسين مفتى باشد - روايت كرده اين حديث را از شيخ بهائى به اين طريق كه فرمود :
حديث كرد مرا در شب جمعه هفتم جُمادَى الآخرة سنهء 1003 در مقابل دو ضريح امامين معصومين حضرت موسى بن جعفر و أبو جعفر جواد عليهما السّلام ، از پدرش شيخ حسين از مشايخ خود - پس آنها را نام برده تا به شيخ صدوق - از ابن الوليد از صفّار و سعد بن عبد الله از أحمد بن محمّد بن عيسى از حسن بن علىّ بن يقطين از برادرش حسين از پدرش علىّ بن يقطين ؛ و رجال اين سند تمامى ثقات و شيوخ طائفه هستند ، پس حديث را ذكر كرده مثل آنچه ذكر شد و مخالفتى با اين حديث ندارد جز آنكه در آن خادم ندارد بلكه دارد خود حضرت ميخواست نان بردارد ؛ و ديگر آنكه صورت شير در بعضى از صحنهاى منزل بود نه در پرده ؛ و بقيّه مثل همند . و بعد از اين روايت گفته كه : شيخ بهائى أدام الله ايّامَه انشاد كرد براى من سه بيتى كه در مدح حضرت امام موسى و امام محمّد جواد عليهما السّلام گفته بود و آن سه بيت اينست [ و ] بهترين أشعاريست كه در مدح آن دو بزرگوار گفته شده :أَلَا يا قاصدَ الزَّوراء عَرِّجْ * على الغَربىّ مِن تلك المَغانى
و نَعلَيك اخْلعَن و اسجُدْ خضوعاً * إذا لاحتْ لدَيك القُبّتانِ
فَتَحْتَهُما لَعمرُك نارُ موسى * و نورُ مُحمّدٍ مُتقارنانِ