تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
قبيل بوده است . و مىتوان گفت كه اشارهء حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام به آن نقش شير در روى پرده در مجلس مأمون و زنده شدن آن و پاره كردن و خوردن آن شخص مسخره از قبيل اسم المُحيى و المُميت بوده است . « 1 »
هامش
( 1 ) داستان زنده شدن شير و دريدن حاجب مأمون ، به امر حضرت امام رضا داستان زنده شدن شير و دريدن حاجبِ مأمون را در كتاب « عيون أخبار الرّضا » در باب چهلم طبع سنگى ، ص 345 آورده ، و شيخ حرّ عاملى در كتاب « إثبات الهداة بالنّصوص و المعجزات » در باب بيست و پنجم ، در معجزات حضرت امام رضا عليه السّلام در جلد ششم ، ص 55 از كتاب « عيون » روايت كرده است . امّا اصل روايت در كتاب « عيون » چنين است كه مرحوم صدوق روايت مىكند از أبو الحسن بن قاسم المفسّر از يوسف بن محمّد بن زياد و علىّ بن محمّد بن سيّار ، و اين دو نفر از دو پدرشان و آن دو پدر از حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام از پدرش حضرت علىّ بن محمّد از پدرش حضرت محمّد بن علىّ عليهم السّلام ، و حضرت روايت را مفصّلًا ذكر مىكنند تا ميرسند به آنكه : حاجب مأمون كه مأمور بود در مجلس ، حضرت رضا را تحقير كند به آن حضرت گفت : مردم براى تو معجزاتى اثبات مىكنند كه براى احدى از مردم غير از تو اثبات نكرده‌اند ؛ گوئى معجزه‌اى مانند معجزهء حضرت إبراهيم كه مرغان كشته شده را زنده كرد آورده‌اى ؟ ! اگر راست مىگوئى پس امر كن به اين دو شير و آنها را زنده كن و بر من مسلّط گردان ! و مقصود حاجب دو صورت شيرى بود كه روبروى هم بر مسند مأمون نقش كرده بودند . حضرت به غضب درآمده و به آن دو صورت صدا زدند : بگيريد اين فاجر را ! و اين مرد فاجر را طعمهء خود قرار دهيد و از او عين و اثرى باقى نگذاريد ! آن دو شير برجستند و آن مرد را پاره كرده طعمهء خود قرار دادند و