تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
و اين مسأله بسيار شايان دقّت است ، و نظير اين معجزه از حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام وارد شده است . « 1 »
هامش
استخوانهاى او را خرد كرده و جويدند و او را خوردند و خون او را ليسيدند - و مردم تماشا ميكردند و همه در تحيّر و حيرت فرو رفته بودند - و پس از آن خدمت حضرت ايستادند و عرض كردند : اى ولىّ خدا در روى زمين ! آيا امر مىكنى كه با مأمون نيز اين عمل را انجام دهيم ؟ مأمون از استماع اين سخن غش كرد ، و حضرت فرمودند : بايستيد ! و آنها به حال خود برگشتند . - الحديث ( 1 ) زنده شدن شير و دريدن مرد ساحر ، به امر حضرت موسى بن جعفر ابن شهرآشوب در كتاب « مناقب » در ضمن حالات حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام ( ج 2 ص 364 و 365 از طبع سنگى ) از علىّ بن يقطين روايت كرده است كه هارون الرّشيد مردى را طلب كرد كه امر إمامت آن حضرت را باطل سازد و آن حضرت را در مجلس خجالت دهد . براى اين منظور مرد ساحرى را حاضر كردند ، چون سفره گستردند بر روى نان عملى انجام داد كه هر وقت خادم آن حضرت اراده مىكرد گردهء نانى را برگيرد آن نان از دستش مىپريد ، و هارون الرّشيد از اين منظره در نهايت خنده و سرور درآمد . در اين حال حضرت بى درنگ سر خود را به طرف نقش شيرى كه در پرده كشيده شده بود بلند كرده و فرمودند : يا أسَدَ اللهِ خُذْ عَدُوَّ اللهِ « اى شير خدا ! دشمن خدا را بگير . » ناگهان آن صورت مانند يك حيوان درندهء قوى پنجه‌اى جستن كرد و آن مرد ساحر را دريده و طعمهء خود ساخت . هارون و نديمانش همگى بيهوش شده و به روى زمين افتادند و از شدّت ترس عقلها از سرهايشان پريد . و چون پس از زمانى به هوش آمدند هارون به حضرت گفت : به حقّى كه من بر تو دارم از تو ميخواهم كه به اين صورت شير امر كنى كه اين مرد را برگرداند . حضرت فرمود : اگر عصاى موسى ريسمانها و عصاهائى را كه از جادوگران فرعون بلعيده بود بازگردانيد اين صورت هم آن مرد بلعيده شده را برخواهد گردانيد . - انتهى و محدّث قمّى در « منتهى الآمال » طبع رحلى ، ج 2 ، ص 136 پس از آنكه اين داستان را از ابن شهرآشوب روايت كرده است گويد :