تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
چشيده باشد و سپس زنده شده باشد ؟ آيا مانند كسى هستى كه از خدا تقاضاى رجوع به دنيا را كرده باشد و خدا حاجت او را برآورده و به دنيا برگردانيده ، و در اين حال او خود را مستعدّ و آماده نموده كه از اموال خود آنچه موجب خرسندى و خشنودى اوست برداشته و با خود به محلّ قرار هميشگى و منزل جاودانى ببرد ، و براى خود أبداً دارائى و ثروتى غير از آن نبيند ؟ بدان كه شب و روز - كه پيوسته بدنبال هم ميگردند - با نهايت سعى و جدّ و جهد مىكوشند كه عمرها را كوتاه كنند ، و اموال را فانى و خراب بنمايند ، و اجلها را درنَوَرديده و آخرين نقطهء آن را برسانند . هيهات ، هيهات ! چقدر دور است افهام مردم غافل از اين واقعيّت . روز و شب چقدر بر قوم عاد و ثمود و طوائف كثير ديگرى طلوع كرده و وارد شدند و چهرهء خود را بدان گروه نشان دادند ، تا در نتيجه همهء آنها را مرگ دريافته و به خداى خودشان وارد شدند و در مقابل اعمال خود قرار گرفتند . روز و شب پيوسته‌تر و تازه بوده و اين همه امورى كه در دنيا انجام مىگيرد از خرابىها و كهنگىها و مرض‌ها و مرگ‌ها ، و دائماً اين روز و شب از مقابل آنها مىگذرند و بر آنها مرور مىكنند ، هيچگاه آنها را كهنه نمىكنند ؛ و پيوسته اين دو آماده‌اند كه آنچه را بر سر سابقين وارده كرده‌اند بر لاحقين نيز وارد كنند ، و آن مرگ‌ها و فسادها و بوارهائى را كه بر سر گذشتگان فرود آورده‌اند بر آيندگان نيز فرود آرند .