پدرم گفت : الآن مادرم را در خواب ديدم و به من گفت : من از عروس خودم گله دارم ، امروز آبروى مرا در نزد مردگان برد ؛ غذاى مرا در طاس حمّام فرستاد .
تو چهكار كردهاى ؟
مادرم مىگفت : هر چه فكر كردم چيزى به نظر نيامد ، ناگهان متوجّه شدم كه اين آلبالو پلو را به سائل چون به قصد هديّه براى روح تازه گذشته دادهام و در آن عالم غذاى آن مرحومه بوده است ، چون به صورت نامطلوبى به سائل داده شده است ، به همان طريق آن را در عالم ملكوت براى مادر شوهرم بردهاند و او از اين كار گلهمند است .
آرى ، او شِكوه دارد كه چرا غذاى مرا كه صورت مُلكىاش آلبالو پلو به سائل است و صورت ملكوتىاش يك طبق نور است كه براى روان متوفّى مىبرند ، در طاس حمّام ريخته ! و اهانت به سائل ، اهانت به روح متوفّى بوده است .
هر احسانى كه انسان ميخواهد بكند بايد با كمال احترام و بزرگداشت سائل و فقير ، و با توقير و تجليل آنها انجام يابد .
هر كارى كه انسان مىكند و با سعه و اختيار ميتواند براى او سودمند باشد ، بايد در حال زندگى و حيات بكند و الّا چون دستش كوتاه شود ، قدرت ندارد كه ظرف غذاى خود را كه به صورت طاس حمّام است عوض كند و غذاى ملكوتى خود را در ظرف بلورين صرف كند .
اين خوابها همه درس عبرت است ؛ و اين حقير سعى مىكنم كه
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 191
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٩١