در اين مجالس كه درس معاد گفته مىشود حكايات و مشاهدات را در خواب يا در بيدارى از افراد موثّق و بزرگوارى كه محضرشان را ادراك كردهام و شفاهاً شنيدهام بيان كنم ؛ مطالبى كه در همين زمان ما واقع شده است ؛ نه از روى كتب و نوشتجات بزرگان سابقين كه بواسطهء طول مدّت و گذشتن زمان از معاينه به خبر ، و از مشاهده و اثر به قول و گفتار تبديل شده است . و مسلّم است كه اينگونه آثار زندهء فعليّه ، در نفوس تأثير بيشترى دارد و غافلان را براى مستعدّ مرگ شدن و اصلاح عمل ، بهتر تهييج و ترغيب مىنمايد .
نامهء أمير المؤمنين به يكى از اصحابى كه خبر مرگش رسيده بود
محمّد بن إدريس حلّى روايت مىكند در مُستطرَفات كتاب « سرآئر » از كتاب أبى القاسم بن قولَويه رحِمه اللهُ از حضرت صادق عليه السّلام كه آن حضرت فرمودند :
خبر مرگ يكى از اصحاب أمير المؤمنين عليه السّلام به آن حضرت رسيد ، و پس از آن ، خبر ديگرى رسيد كه آن مرد نمرده است ؛ حضرت نامهاى براى آن مرد نوشتند كه :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
أمّا بعد ، خبرى از ناحيهء تو براى ما آمد كه موجب تشويش و فزع و جزع برادران تو شد . پس از آن ، خبر دگرى آمد و خبر اوّل را تكذيب نمود ، و اين خبر موجب سرور و روشنى چشم و فرح ما شد .
ليكن اين سرور و فرح سريع الانقطاع است ، و به زودى تصديق خبر أوّل به اين سرور رسيده و آن را در بر خواهد گرفت .
پس آيا تو در اين زمينه و موقعيّت مانند كسى هستى كه مرگ را