صورت واقعيّهء نفس ناطقهء اوست حضور پيدا مىكند ، منتهى قيامت اين كرم بعد از بيست روز است و قيامت انسان بيشتر .
همينطور كه اين كرم خوابيد و بيدار شد ، انسان مىخوابد و بيدار مىشود . همينطور كه اين كرم مرد و زنده شد ، انسان مىميرد و زنده مىشود .
براى اينكه اين مطلب كاملًا روشن شود ، ناچار از توضيحى بسيار روشن و روان هستيم ؛ هر چند مطالبى كه در اين زمينه بيان مىكنيم سعى مىنمائيم كه تا حدّ إمكان مطالب ساده و قابل ادراك باشد .
مراحل وجودى انسان : طبع و مادّه ، ذهن و برزخ ، روح و نفس انسان داراى سه مرحله است : اوّل بدن او كه به عالم طبع و مادّه تعبير مىشود ، دوّم قواى فكريّه و تخيّليّه كه از آن به عالم مثال و صورت تعبير مىشود ، سوّم روح و نفس او كه از آن به عالم نفس تعبير مىگردد .
اين سه مرحله از هم جدا نيستند بلكه داخل يكديگرند ، نه مثل آنكه يك نخود را با يك لوبيا پهلوى هم قرار دهيم ، و نه مانند آنكه يك قاشق را داخل استكان و استكان را داخل ظرفى بگذاريم ، بلكه بدن منفكّ از صورت و صورت منفكّ از روح نيست ؛ بدن مندكّ در صورت و صورت مندكّ در نفس است .
تشبيه براى عالم طبع و مثال و نفس
تشبيه : يك دانه گردو يا يك دانه بادام جسمى دارد و روغنى دارد و عصارهاى دارد . مرحلهء اوّل جسم اوست كه همان پيكر او را تشكيل